تا حالا فکر کردی اولین بار کی ایزوگام پیدا کرده ؟

فکرش را بکنید یه روز بارونی توی یه شهر قدیمی، سقف خونه ای چکه میکنه و صاحب خونه کلافه دنبال راهی میگرده که جلوی این نفوذ آب رو بگیرد این صحنه شاید صد سال پیش توی خیلی از خونهها تکرار شده باشد اما یه روز بالاخره یکی پیدا شد که گفت: «باید یه چیزی بهتر از قیر و گونی درست کنیم!» اینجاست که داستان ایزوگام شروع شد یه عایق رطوبتی که حالا توی هر خونه و ساختمانی پیدامیشه اما واقعاً چه کسی ایزوگام رو کشف کرد؟ کی این ایده رو آورد که قیر و چند لایه مواد مقاوم رو قاطی کنه و یه عایق آماده درست کند که هم سبک باشه، هم مقاوم باشه؟ توی این مقاله، میخوام ببرمتون به یه سفر تاریخی خیالی حتی اگه دنبال آموزش انتخاب بهترین برند ایزوگام باشید، این داستان بهتون کمک میکنه بفهمین چرا این عایق اینقدر خاص شده
بیایید برگردیم به اوایل قرن بیستم، جایی که عایق کاری هنوز با روش های سنتی مثل قیر و گونی یا آسفالت کاری انجام میشداین روش ها وقت گیر بودن، نصبشون سخت بود و گاهی بعد از چند سال ترک میخوردن یا آب ازشون رد میشد توی اون روزها، یه مهندس جوان توی یه شهر صنعتی، احتمالاً جایی توی اروپا یا آمریکا، که داشت روی مواد نفتی کار میکرد اسمش ویلیام بود، یه آدم کنجکاو که عاشق حل کردن مشکلات روزمره بود ویلیام توی کارخونه ای کار میکرد که قیر و مشتقات نفتی تولید میشد. یه روز، وقتی داشت به سقف کارخونه نگاه میکرد که اب پکه می کرد، به ذهنش رسید که شاید بشه قیر رو با یه لایه پارچه یا الیاف محکم ترکیب کرد تا هم سبکتر بشه، هم مقاومتر این ایده ساده بود، اما سخت.
ویلیام به آزمایش شروع کرد اول قیر رو با گونی های قدیمی قاطی کرد، اما دید گونی بهمرور پوسیده میشن. بعد رفت سراغ پارچه های مقاومتر، مثل پنبه یا الیاف مصنوعی که اون موقع تازه داشتن رواج پیدا میشد. مشکل این بود که این مواد هنوز بهاندازه کافی انعطافپذیر یا ضدآب نبودن.حالا که ویلیام حسابی غرق این پروژه شده بود، شب و روز توی کارگاه نمونههای مختلف رو امتحان میکرد. یه روز، وقتی داشت یه لایه قیر گرم رو روی یه پارچه نازک میریخت، متوجه شد اگه قیر رو با یه لایه فلزی نازک مثل فویل بپوشوند، نهتنها آب رد نمیشد، بلکه نور خورشید هم کمتر بهش آسیب میزند. این لحظه، لحظه تولد چیزی بود که بعدها شد ایزوگام اگه بخوام ربطش بدم به امروز، این دقیقاً مثل وقتیه که توی آموزش انتخاب بهترین برند ایزوگام به ما میگن دنبال محصولی باشیم که لایههای مقاوم و فویلدار قوی تره
اما ویلیام فقط یه مخترع نبوداون یه آدم عملگرا بود ومیدونست اگه بخواد این عایق جدیدش بهدرد مردم بخوره، باید راهی پیدا کنه که تولیدش ارزون و نصبش راحت باشه برای همین سراغ کارخونه های بزرگ تر رفت و با چند تا سرمایهگذار صحبت کرد. اوایل، خیلیها به ایده او خندیدن ومیگفتن: «مگه قیر و گونی چی مشکلی داره؟ چرا باید یه چیز جدید درست کنیم؟» ولی ویلیام ناامید نشد و ادامه داد بالاخره یه کارخونه کوچک قبول کرد که نمونه های اولیه ان را تولید کند این عایق های اولیه، که هنوز اسمشون ایزوگام نبود، روی چند تا سقف امتحان کرد تا نتیجه داد ؟ فوقالعاده بود ! نهتنها آب توی عایق نفوذ نمیکرد، بلکه نصبشون هم خیلی سریع تر از روش های قدیمی بود. این موفقیت باعث شد اسم ویلیام توی صنعت عایقکاری مشهور بشه
حالا شاید بپرسید چرا اسم این عایق ایزوگام گذاشتن؟ خب پون که کلمه «ایزوگام» از ترکیب دو تا کلمه اومده: «ایزو» به معنی عایق و «گام» که میتونه اشاره به قیر یا مواد چسبناک باشه وقتی این محصول به کشورهای دیگه، از جمله ایران، رسید، شرکتهای ایران شروع کردن به تولید و این اسم برای ان گذاشتن توی ایران، بهخصوص توی شهرهایی مثل دلیجان، ایزوگام یه صنعت بزرگ شد. اگه بخوام به آموزش انتخاب بهترین برند ایزوگام ربطش بدم، اینجا میفهمیم چرا برندهایی مثل هیرمان یا بامگستر اینقدر معروف شدن؛ چون انها راه ویلیام رو ادامه دادن و مواد اولیه باکیفیت را با تکنولوژی روز ترکیب کردند .
برگردیم به داستان ویلیام. بعد از موفقیت اولیه، عایق جدید او کمکم توی کشورهای دیگه هم طرفدار پیدا کرد. توی دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، وقتی دنیا داشت از جنگ جهانی دوم بیرون میاومد و ساخت و ساز دوباره رونق گرفته بود، ایزوگام (یا چیزی شبیهش) شد یه راهحل محبوب برای عایقکاری. ویلیام، که حالا دیگه یه مخترع شناختهشده بود، تا آخر عمر خود روی بهبود این محصول کار کرد اضافه کردن لایههای پلیمری، مقاومتر کردن عایق در برابر گرما و سرما، و حتی درست کردن ایزوگام های رنگی و طرحدار، همه از ایدههای بعدی او بود که به ذهنش رسید. اما چیزی که ویلیام رو خاص میکرد، این بود که همیشه به فکر مردم عادی بود ومیخواست محصولی بسازه که هر کسی بتونه ازش استفاده کنه، نه فقط کسایی که پول زیادی دارند.
پس چرا اسم ویلیام رو توی تاریخ پیدا نمی کنیم ، حقیقت این که خیلی از اختراعات بزرگ، مثل ایزوگام، کار یک نفر نیست. ویلیام شاید جرقه اولیه رو زده باشد ولی صدها مهندس، کارگر و تاجر دیگه کمک کردن که این محصول به چیزی که امروز میشناسیم تبدیل بشود در ایران، ایزوگام یک جورایی خیلی خاص شده و پرطرفدار . شهر دلیجان، که حالا بهعنوان پایتخت ایزوگام شناخته میشود، پر از کارخونههای بسیاری که این عایق را با کیفیت های مختلف تولید میکنند.
ایزوگام فقط یه عایق نیست؛ یه داستان موفقیت از خلاقیت و پشتکاره افراد است. از ان روزی که ویلیام توی کارگاهش با قیر و پارچه تلاش میکرد تا امروز که برندهای بزرگ دنیا این محصول رو تولید میکنند، ایزوگام راه درازی طی کرده توی شهرهایی مثل اصفهان، که هم بارون زیاد دارند و هم آفتاب شدید ایزوگام یه ناجی واقعیه . اگه بخوام به کارای مشابه اشاره کنم، ایزوگام در اصفهان حالا یه صنعت پررونقه که خیلی از خونه ها و ساختمونها رو از رطوبت نجات داده است حتی روش های قدیمیتر مثل قیرگونی اصفهان هنوز طرفدار دارند، ولی ایزوگام بهخاطر سرعت نصب و دوامش، جای اونها رو گرفته است.
داستان ایزوگام، داستانی که به ما یادآوری میکند یه ایده ساده چطور میتونه زندگیها رو عوض کند ویلیام، یا هر کس دیگهای که اولین بار این عایق رو ساخت، احتمالاً فکرشم نمیکرد یه روز اینقدر فراگیر بشود. پس دفعه بعد که روی پشتبام خونهتون راه میروید و میبینید هیچ چکه ابی نفوذ نکرده شاید به مخترعش می فکرکنید و اگه دنبال این هستیدکه خودتان یه ایزوگام خوب بخرید و نصب کنید ، یادتون باشه ایزوگام یکی بهترین عایق های دنیای امروزه



